آقاي خاتمي! ما هم سئوال داريم
تهران ، خبرگزاري جمهوري اسلامي 87/9/25
شماري از دانشجويان دانشگاه تهران با انتشار نامهاي
سرگشاده با عنوان آقاي خاتمي، ما هم سوال داريم همزمان
باحضور وي در دانشگاه تهران، پرسش هايي را از رييس
بنياد باران مطرح كردند.
به گزارش خبرنگار سياسي ايرنا در اين نامه سرگشاده با
عنوان نامه جمعي از دانشجويان مسلمان دانشگاه تهران كه
امروز در دانشگاه تهران منتشر شد، خطاب به سيدمحمد
خاتمي آمده است: بعد از دوران اصلاحات، اين سومين
حضور شما در سياسيترين دانشگاه ايران است. حتما
يادتان هست كه در سال پاياني دوره ۸ساله رياست جمهوري
تان چه رخ داد! فرزندان شما كه سالها برايتان سوت و كف
زده بودند شما را هو كردند و چقدر زيبا شاهد شعار زنده
بادمخالف من، بودند؟ به خاطر ميآ وريد؟ به اخراج از سالن
توسط همراهانتان، تهديدشان كرديد و در آدم بودنشان شك
كرديد و اين دانشجويان ارزشي و مسلمان بودند كه احترام
رئيس جمهور مملكتشان را حفظ كردند و از حق نقد و
سوالهاي بيشمار خود از گفتمان اصلاح طلبان گذشتند.
رئيس جمهور سابق ما، آنجا شما از شنيده شدن صداي دشمن
در پايگاه اصلاح طلبان گفتيد، چقدر دير اين صدا به گوش
شما رسيد. صدايي كه از همان ابتدا به گوش ما و ساير
دوستداران نظام رسيده بود. امروز هم اين صداها واضح تر
شنيده ميشود. از حمايتهاي رئيس جمهور آمريكا از اصلاح
طلبان چه خبر؟ اخيرا براي چندمين بار از اصلاح طلبان ب
يروت تا تهران حمايت كرده است، به نظر شما اين حمايتها
در پاسخ صداهاي خارج شده از اردوگاه اصلاحات نيست؟
حجت السلام و المسلمين خاتمي، بالاخره ما نفهميديم كه ا
صلاحاتي كه تاكنون تعريف دقيقي نشده است براي دموكراسي
قيد دين مياورد يا براي دين قيد دموكراسي؟ شما اظهارات آ
قايان آغاجري، سروش و گنجي را كه بوي ارتداد از آن به
مشام ميرسد شنيده ايد؟ موضع شما به عنوان يكي از رهبران
اصلاحات چيست؟ سازماني را كه جامعه مدرسين حوزه
علميه قم به امضاي آيت الله مشكيني (در پي حمايت قاطع از
اظهارات هاشم آغاجري) نامشروع اعلام كردند، مشروع مي
دانيد يا نامشروع؟ نسبت شما با افرادي كه در انتخابات
مجلس هفتم، پس از تحصن در مجلس ششم ( كه مقام معظم
رهبري از آن به چراغ سبز به دشمن ياد كردند) بر روي
التزام به ولايت فقيه قلم كشيدند، چيست؟ آيا بعد از اينكه
۸سال در كنار شما بودند باز هم آنها را در اطراف خود
ميبينيد؟ كانديداي احتمالي انتخابات رياست جمهوري، در
كابينه احتمالي شما، آيا كماكان براي افراد چون مهاجراني،
حاجي، معين و .. جايي هست؟ اگر فراموش كردهايد برايتان
تحصن ۳روز علماي حوزه علميه قم در معيت مراجع عزام
تقليد مانند حضرت آيت اللهالعظمي نوري همداني و ... در
اعتراض به عملكرد وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي شما را
يادآوري كنيم: (ننگ ما، ننگ ما، وزير فرهنگ ما) و شما
اين اعتراضات را ديديد و نسبت به رفع آن هيچ كاري نكرديد.
بحث مدارك دانشگاهي مديران كماكان داغ است. در رزومه
بسياري از مديران اصلاح طلب، مدارك تحصيلي دانشگاه
جعلي هاوايي به چشم ميخورد. آقاي دكتر مرتضي حاجي،
وزير آموزش و پرورش دولت شما، فوق ليسانس مديريت
آموزشي خودشان را براي مديريت و تربيت دانش آموزان
متقلب ميخواستند؟ اعلام عدم رضايت صريح مقام معظم
رهبري از عملكرد دكتر معين در وزارت علوم را كه در
جلسه شوراي عالي انقلاب فرهنگي ۸۱/۹/۲۶در حضور
شما و غيبت دكتر معين ابراز شد را به ياد داريد؟ در
راستاي رفع دغدغههاي معظم له چه كرده ايد و در آينده چه
خواهيد كرد؟ حاج آقاي خاتمي، ما معتقديم ساختار شكنيهاي
زيادي در دوران اصلاحات به وقوع پيوست از لوايح دوقلوي
افزايش اختيارات رئيس جمهور گرفته تا نامه نمايندگان
مجلس ششم به رهبري براي نوشيدن جام زهر، آيا اصلاحات
براي ادامه اين ساختار شكنيها برنامه ويژه ديگري دارد؟
آقاي خاتمي، رهبر معظم انقلاب در آخرين ديدار با هيات
دولت از جلوگيري دولت نهم از نفوذ سكولاريسم در بدنه قوه
مجريه قدرداني كردند به نظر شما تفكر جدايي دين از
سياست، در بدنه كدام دولت ترويج پيدا ميكرد؟ از انتخابات
شوراي شهر دوم تاكنون در ۵انتخابات متوالي مردم به
گفتمان شما نه گفته اند؟ در انتخابات شوراي شهر دوم كه از
شوراي نگهبان هم خبري نبود و مجلس اصلاحات آن را
برگزار كرد شكست بدي خورديد و آن شروع سرآغازي بود
بر انتخابات گفتمان امام (ره) و انقلاب توسط ملت ايران،
گفتماني كه در عمل به دنبال خدمت به تمام مردم است، چه
مردم مراكز استانها و چه روستانشينان زحمت كش براي
ولي نعمتان انقلاب از ديد حضرت امام احترام ويژه اي قائل
است و به دنبال بازيهاي سياسي نميباشد.
در انتخابات مجلس هشتم ياران شما در ائتلاف اصلاح طلبان
تنها ۱۱نفر را به دور دوم انتخابات فرستادند و پس از
برداشته شدن نام شما از ليست انتخاباتي، تنها آقاي مجوب
از اعضاي حزب كار وارد مجلس شد.
چند ماه پيش، شما بازنشستگي سياسي خود را رسما اعلام
كرديد و ديري نگذشت براي حضور در عرصه انتخابات
شرط گذاشتيد. جداي از تناقض در حرفهايتان در طول چند
ماه، به نظر شما آيا براي خدمت گزار مردم شدن، بايد براي
مردم شرط گذاشت؟ بنيان گذار محترم بنياد باران، آن موقع
كه دوستان شما انديشههاي حضرت امام (ره) را به موزههاي
تاريخ فرستادند، شما كجا بوديد؟ هنوز خودتان را پيرو راه
و منش امام روح الله ميدانيد؟ آنچه ما در عمل ديديدم، چيز
ديگري بود! نه از عزت و اقتدار ملي در عرصه سياست
خارجي خبري بود و نه در سياست داخلي.
نامه دور از شان نظام اسلامي توسط دستگاه ديپلماسي شما
در سال ۲۰۰۳كه از ترس تهديدات شيطان بزرگ نوشته
شده بود، در كجاي راه امام (ره) ميگنجد؟ آن نامه نوشته شد
و به دست نامحرمان نظام رسيد ولي مردم انقلابي ايران را
محرم ندانستيد و حتي رهبري نظام را هم در جريان
موضوع قرار نداديد، آيا اقتدار نظام اسلامي ما را در
مواجهه با شرق و غرب به فراموشي سپرده بوديد؟ اقتدار
عملي و تدبير امام روح الله را در قضاياي مك فارلين، حكم
ارتداد سلمان رشدي، محو اسرائيل و ... فراموش كرده ايد؟
آيا اين اقدامات را تنش زا و بدون توجيه ميدانيد؟ با توجه
به اظهارات اخير بوش، تعليق تمام فعاليتهاي هسته اي، مايه
اميدواري غرب و آمريكا بود، هنوز براي ما اميدواري
دشمنانمان از عملكردهاي دولت شما قابل تحليل نيست.
موضوع هستهاي در زمان اصلاحات جزو تحقير آميزترين
موضوعات بود و براي ملت هيچ فايدهاي نداشت. ملت و
رهبري نظام از افراد ترسويي كه همچون شاه سلطان حسين
باشند حمايت نخواهند كرد.
راستي آقاي موسويان هم كه از جرم جاسوسي تبرئه شد و به استناد ماده ۵۰۵ قانون مجازات اسلامي به علت بر هم زدن
امنيت كشور از طريق در اختيار قرار دادن اسناد طبقه بندي
شده به بيگانگان محكوم شد! (حكمي كه همچنان براي ما
جاي سوال از قوه قضائيه را باقي گذاشته است.) دوستي
ميگفت ۲سال حبس تعليقي و ۵سال انفصال از خدمت
دولتي هم كه آقاي موسويان به آن محكوم شدند براي اتمام
زمان رياست جمهوري دولت اصولگرا است ! نظر شما
چيست؟ سيد اصلاحات، در داخل كشور آشوب گران دست
به اغتشاشات ۱۸تير ۱۳۷۸زدند و از احساسات پاك
دانشجويان سوء استفاده كردند. در ميان آشوب گران بيسيم
هاي وزارت كشور ديده شد، كيانوش مظفري را كه
ميشناسيد؟ حوادث ۱۸تير نياز به باز خواني دارد. در اين
بازخواني ما را ياري ميكنيد؟ معاون سياسي وزير كشور ا
صلاحات در دادگاه به جرم تقلب و دخالت در انتخابات محكوم شد.
براي ما اين حق را قائل شويد كه ديگر به مديران اصلاح
طلب اعتماد نداشته باشيم.
سيد خندان، آن موقع كه شما چشمهايتان از كم خوابي براي
ديدن مسابقه فوتبال پف كرده بود عده زيادي از مردم به
خاطر شرايط سخت اقتصادي و معيشتي در دو نوبت كار
ميكردند و هرگز خواب تماشاي مسابقه فوتبال را به جاي
خواب و استراحت نميديدند، امروز اقتصاد ايران كماكان با
مشكلاتي دست به گريبان است كه ميراث دولتهاي گذشته است
ديوان محاسبات از ۶ميليارد دلار گم شده از درآمد ارزي
كشور سخن ميگويد آيا شما اين پول را ديده ايد؟!
دربرنامههاي سوم و چهار توسعه از هدفمند كردن يارانهها
سخن به ميان آمده است، چرا شجاعت اين اقدام بزرگ را
نداشتيد؟ آقاي سيد محمد خاتمي، رئيس جمهور سابق ما و
كانديداي احتمالي رياست جمهوري، اينها تنها گوشهاي از
سوالات بيشمار و بدون پاسخ ما دانشجويان است كه در اين
نوشتار آمده و اميد داريم كه اين سوالات دانشجويان مسلمان
دانشگاه تهران، پس از اين همه رفت و آمد به دانشگاه ما
همچنان بدون پاسخ نماند.
آقاي خاتمي ما هم پاسخ ميخواهيم ...
نوشته شده توسط scott در 9/28/1387 و ساعت 12:33 | - نظر(1) -
نوشته شده توسط scott در 11/13/1386 و ساعت 03:31 | - نظر(4) -
مصلحت نظام یا منفعت عظام
باور کردنی نیست ، اینکه آدم خود را میان بحبوحۀ وقایعی ببیند
که یکبار تاریخ را به خود لرزانده . انگار رسم روزگار است که هر
روز بازی خود را تکرار کند ولی با مهره های جدید. گاهی که
دوران ما با روزگاران حیات امیر المومنین (ع) مقایسه می شود
هستند کسانی که با دیده تردید به این مقایسه نگاه می کنند و
آن را غلو آمیز می خوانند . اما بر هیچ دیده تیز بین و عقل عبرت
آموزی پنهان نیست که امروز هم مثل دوران علی (ع) خواستگاه
ریزش و رویش یاران حق است . یارانی که زمانی با نثار جان
خودو ایستادگی بر سر آرمان های متعالی و انسانی بنایی را بر
افراشتند که سرپناه خیل کثیری از بی پناهان وآوارگان حیات
بشر شد . اما پس از چندی با نفوذ دنیا پرستی و عدم رعایت
تقوا در جبهه هایی قرار گرفتند که پرچم دنیا دوستی و نفاق را
به دست داشتند. از این روست که مقام معظم رهبری در
دیدارهای دوستانه و به هر بهانه ای که با دوستان و یاران
انقلاب داشتند بارها به مضمون فرمودند که:« مسئله حبط
اعمال واقعیت است ، گاهی کسانی عمری را در رکاب حق
شمشیر می زنند ولی در اواخر کار علیه حق موضع می گیرند.»
و این بلایی است که امروز دامان برخی یاران پیشین و کج روان
کنونی را گرفته است . در سالی که به اتحاد ملی و انسجام
اسلامی مزین شده و وحدت و همدلی همه مردم و مسئولین
را می طلبد ، دیدن صحنه ها و رفتارهای خلاف این شعار
متعالی درد آور و بحران آفرین است. آری سخن از کسانی است
که هرگاه حرف خلاف و تعدی به بیت المال و خیانت مطرح می
شود سخن با نام آنها می آغازد. کسانی که تساهل و تسامح در
مقابل متجاوزان داخلی را با واژه مصلحت به بار می نشانند و تیغ
عدالت را بر گلوی خیانتکاران از پنبه کند تر می کنند. همانان که
مواضعی در مقابل مواضع رهبری اتخاذ کرده و بر آن پای می
فشارند. اینجاست که مظلومیت علوی در آئینه تمام نمای ولایت
فقیه جلوه می کند و دوران حکومت علی(ع) بعد از پیامبر(ص) را
چون خاطره ای تلخ در ذهن انسان به یاد می آورد . اینکه چرا
بایدبرخی افراد با استفاده از پیشینه انقلابی خود در اموری
دخالت کنند که در حیطه وظایف و اختیاراتشان نیست .آیا آنان به
یاد ندارند نامه علی(ع) را به والی یکی از ممالک اسلامی که در
آن بر قاطعیت برخورد با خائنین و صراحت در اجرای احکام آن
داشت تاکید می کرد. و اکنون چگونه است که دستگاه قضایی
برای برخورد با کسی که به قول کارشناسان اطلاعاتی و
نظامی از خائنین است باید منع شود و بعد سر از کاروان
حفاظتی یاران قدیم انقلاب در بیاورد .آیا اگر یک فرد عادی و از
توده مردم یک چنین کارهایی می کرد دیگر کسی می توانست
از او نشانی بیابد ؟آیا جای او نیزار اعراب نمی شود؟! این منطق
غیر اسلامی دفاع از خائنین در کجای حکومت علوی جا دارد که
توجیه گر رفتار این دست مسئولین شود. اینجاست که می
فهمیم وقتی امام زمان به دلیل بی لیاقتی ما رخ در پرده غیبت
کشیده است یعنی چه؟! به قول قدیمی ها : هرچه بگندد
نمکش می زنند ، وای به روزی که بگندد نمک. ای کاش داعیه
داران دوستی با انقلاب به جای مقابله با دولت تا این حد که
کرم های داخلی خورنده ی ریشه ی طوبای انقلاب را حمایت
کنند ، دست از لجاجت و بی تقوایی کشیده و حبط اعمال
انقلابی خود را بر صفحه ی تاریخ رقم نزنند ، باشد که بعد از آنها
طلب خیری از طرف مردم برای ایشان از خدای منان مسئلت
شود. از این روست که هر چه پیش می رویم می بینیم که
صدق فرمایش معصومین (ع) روز به روز بیشتر عیان می شود
که فرمودند مهدی (عج) ظهور نمی کند مگر اینکه خوب و بد
شما کاملا غربال شوند. امید است با آگاهی و بینش روشن و
علوی ما دانشجویان راه بر اینگونه افراد برای یکه تازی در عرصه
سیاست و قدرت ، سوار بر مرکب بی تقوایی و لجاجت بسته
شود.
نوشته شده توسط scott در 11/1/1386 و ساعت 08:51 | - نظر(1) -
الو سلام منزل خداست؟
اين منم مزاحمي که آشناست
هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز
پشت خط در انتظار يک صداست
شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما که مي رسد ،
حساب بنده هايتان جداست؟
نوشته شده توسط scott در 11/1/1386 و ساعت 08:36 | - نظر(0) -
جريان عاشورا
دارم قلمي همچو نشتر در دست
كز غربت دين محمدي بشكست
با بشكسته ي نشتر خود غمگساران
حك كنم بر دل پيغام حسين و ياران
داني زچه مولا برخاست از شهر و ديار؟
كردند عزم نينوا ياران صغار و كبار
بهر احياي دين جدش محمد
امر معروف و نهي منكر شد سرمد
مانده در آسمان دل ،اين نوا از نينوا
كل يوم عاشورا كل ارض كربلا
شعشعه اي از عاشورا بود انقلاب
روح ا... فرزند حسين ،آن يار ناب
پرچم هيهات من الذله را داشت بر دست
آريا بتكده را چو ابراهيم بشكست
اليوم ،يوم انسجام است و اتحاد
لبيك به هل من ناصر، باشد جهاد
باشد راهبر خود را كنيم ياوري
بين حق و ناحق عصر خويش داوري
بر ملحدان و مفسدان تيغ عدالت
از پنبه كندتر نكنيم با نام مصلحت
محرم و بهمن اين دو ماه فتح المبين
گشتند در سال اتحاد با هم قرين
اين الطالب بدم المقتول الكربلا
صبح ظهور نزديك است بشارت بادا
نوشته شده توسط scott در 11/1/1386 و ساعت 08:23 | - نظر(0) -

كاريش نمي شه كرد!!
به نظر شما چرا دانشكده ي ما نسبت به دانشكده هاي ديگه كم رونق ترِ؟ منظورم از كم رونق اينه كه چرا تو دانشكده ي ما همايش ها و مراسم ها و ... برجسته و سطح بالا اجرا نمي شه؟ يا بهتر بگم اگر هم اجرا بشه نمي تونه جمعيت زيادي رو جذب كنه؟ همانطور كه در جريان بوديد، همايش فيزيوتراپي در ICU در دانشكده برگزار شد، اما چرا اين قدر بي سروصدا؟ چرا با اين استقبال كم؟ اين عدم استقبال با توجه به يك واقعيت واضح بنظر مي رسه:
اون بنده خدائي رو در تظر بگيريد كه بخواد بياد دانشكده... بايد از دانشگاه بياد انقلاب، از اونجا هم دو راه بيشتر نداره، اول اينكه بره تو صف اتوبوس و وقتي توبوس پر از آدم اومد، با سعي و كوشش و پشتكار و هل و فشار و ... خودش رو يه جوري به اتوبوس متصل نگه مي داره!! در غير اين صورت بايد دست تو جيب مباركش كنه و x تومان رو به باد بده
«قيمت رو نمي گم تا رانندگان محترم تاكسي پررو نشن !» چه با تاكسي چه با اتوبوس بياد بايد نظاره گر به فنا رفتن عمر و وقتش تو مسير باشه. وقتي هم پياده مي شه كُپ مي كنه چون مي بينه بالاي در گاراجي نوشته شده به همايش ... خوش آمديد!!
بله ديگه كاريش نمي شه كرد، مگر اينكه بشه 6000 متر زمين تو پرديس مركزي پيدا كرد( مثلاً دانشكده دندانپزشكي) « اين حرف من نيست ها... يكي از اون بالايي ها گفته».
نوشته شده توسط scott در 10/3/1386 و ساعت 03:04 | - نظر(3) -

تريبون آزاد
اول قرار بود تو كلاس برگزار بشه ، اما بعداً اعلام كردند تو آمفي تئاتر برگزار مي شه... خوب اين جوري تعداد حضّار بيشتر مي شد و تعداد بيشتري دانشجو مي تونستن تو اين جلسه حضور پيدا كنن ، اما تعداد شركت كننده ها اون قدري بود كه حتي تو كلاس ۴ (که ظرفیتش حداکثر ۲۰ نفره) هم مي شد يه جوري جمع و جورش كرد.اين عدم استقبال يا به علت بي تفاوتي دانشجوها نسبت به وضعيت خودشون و دانشكده بوده( كه خيلي بعيد بنظر مي رسه، تجمع براي غذا اين رو ثابت كرد) يا اينكه...
نوشته شده توسط scott در 10/3/1386 و ساعت 02:55 | - نظر(0) -
خیلی قبل تر ها
آنروزها یادش به خیر . تلویزیون سید خندانی را نشان می داد که عبای شکلاتی بر دوش انداخته و بار سنگین مسئولیتی را با متاع آزادی از ملتی خریده و چندین ملیون دل را به دامن خود گره زده است . گفتیم خوشابه حال انقلاب که سیدی آمده و کمر به اصلاح کژی ها بسته است ، گفتیم آمده است تا طرحی نو در اندازد آمدیم دل ببندیم که دیدیم به حباب روی آب و فانوس رو به باد دل بسته ایم ، دولت آزادی بیان هنوز یک سال از حضورش نگذشته است اقدام به اخراج اساتید مذهبی از دانشگاه کرد ، آمار باور نکردنی بود سید آزاد اندیش بیش از صد تن از اساتید حزب اللهی را که مخالفش بودند با همکاری وزیر علوم و روسای دانشگاهها وادار به بازنشستگی و یا اخراج کرده بود . نمی دانم سید تغییر کرده بود یا بازیچه شده بود ؟ این همان مردی بود که میگفت زنده باد مخالف من .!! به همین زودی . تمام شد . نقاب را به این زودی برداشت . اما داستان اینگونه بود که سید فریب دیکتاتوران علمی اصلاح طلبی را خورده بود که هیچ مخالفی را نمی پذیرفتند و به نام خاتمی و به کام خودشان سید مارا بازیچه خود کردند . بیچاره سید دستمایه شده بود دلم برایش میسوخت
قبل ترها
هنوز چند سالی از این آلوده کردن ساحت دانشگاه به تصفیه حزبی و سلیقه ای اصلاح طلبان نگذشته بود که سید اصلاح دوست و یاران پروژه دیگری آفریدند . حادثه ننگین هجدهم تیرماه و بی سیم های وزارت کشور در بین اغتشاش گران ، و تضمین از سوی وزرا و آشوب از طرف دولتمردان و تئوریسین ها و سید که در میان مهلکه گیر افتاده بود مهلکه ای میان ، رفتن پیش یاران ، پیوستن به صفوف اغتشاش گران و جدایی از ملیونها نفر از ملت مسلمان که در تظاهرات روز جمعه علیه قلم به مزدان اصلاح دوست اعلام برائت کردند و یا جدایی از تندرویان اصلاح گر که دیگر از قول ملتی افساد گر شده بودند . سید هم داشت افسادگر میشد باید طرحی دیگر در اصلاحات انداخت . سید و یاران دل آقای این مملکت را خون کرده بودند . همانجا که از دست منافقین دست بر دعا برداشت و در جمع زخمی شدگان غائله کوی فرمود: که ای سید و مولای ما ، پیش خدای متعال گواهی بده که ما در راه خدا تا آخرین نفس ایستادیم و آرزوی شهادت کرد . سید شرمگین از یاران و ناچار از جدایی راه سازش و سرکوب یاران پیش گرفت . همینجاها بود که گفتند عبور از خاتمی .
بعد از قبل ترها
گفتند دور اول سد راهمان شدند ، جلوی دوربین ها سید گریه کرد که وای بر اصلاحات و اشک می ریخت بر دوگانگیش ، ما بین قانون و قانون شکنان . به امیدی دوباره ملیونها دل روانه کاخی شد که مردی با عبای شکلاتی بر آن تکیه می زد . دلهایی که دنبال عزت و استقلال بودند هنوز چندی نگذشته بود دیدند که سیدجمهور بنای خواری ملت در رو به روی بیگانگان را گذاشته است از شروع سفرهای اروپاییش و گرفتن دکترهای افتخاری در دانشگاههای دنیا ، تا تحقیر شدنمان در فرانسه که ژاک شیراک رییس یک ملت را با کم محلی تحقیر میکرد ، از هم سفره ای و شام با آمریکایی ها ، از فرستادن آدمهایشان برای آمریکا که ما غلط کردیم که سفارتتان را گرفتیم ، ما معذرت میخواهیم ، ما آنروز دانشجوی خط امام بودیم . اما حالا...
عزتی که با سه دهه مبارزه و زندان ها و شکنجه و صدها هزار شهید به دست آمده بود داشت از دست می رفت آن از وضع دانشگاههای خودفروخته غرب زده که سبب بهجت غربیها و وزیر علوم دست نشانده شان شده بود ، آن از وضع انرژی هسته ای و آن همه ذلت در مذاکره و فروختن مملکت به چرخ هواپیما و آن هم از وضع تساهل و تسامح فرهنگی که با نام فرهنگ هتاکان را بزرگ کردند و با نام دین انجمن های غیر دینی راه انداختند و فضای علمی دانشگاه را به فضای آلوده سیاست زده حزبیشان تبدیل کردند و باز هم این سید بود که میان لباسش و مرامش و یارانش گیر افتاده بود
قبل از حالا
هشت سالی پر از خون دل ، پر از تک صدایی اصلاحات پایان یافته بود و حالا خاتمی بود و نامه های یاران که سید چه نشسته ای که دورانت دارد تمام میشود بیا و پروژه براندازی را تمام کن و سید کماکان در کشاکش یاران بود ملت . ملت آزادیخواه اصلاح طلب و یاران افساد طلب و وابسته . نامه ها می رسیدند ، یاران رسوا میشدند و در دادگاه عدالت مردم محاکمه میشدند و تو بر این بازیچه شدن سید تاسف میخوردی ؟ آن زمان که خواستند از او عبور کنند ، آن زمان که یاران دبستانیش در همین تالار فنی برایش هو کشیدندو سید ما مانده بود یک راه که از اول اشتباه آمده بود .چه باید میکرد ؟
حالا
مرد دیگری آمد از سلاله انقلاب ، دولتی که هموز یک چهارم سید عمر کرده است و دوبرابر او کار عمرانی ، حل مساله هسته ای ، دیپلماسی با عزت و.... اما یاران سید گویی تحزب را بر اصلاح ترجیح می دهند هر چند که سالها بود برایمان ثابت شده بود ، قلم ها تیز شد ، جمله ها و شایعات آماده ، حمله . دوباره یاران دندان تیز کردند تا دوباره برای پروژه های محول شده شان تلاش کنند . این بار جنگ فرهنگی است و ما هنوز هم تا آخرین نفس ایستا ده ایم . سید هنوز از یاران دست نمی کشد ، با اینکه یارش نبودند و چون عروسکی روی صحنه هشت سالی رقصاندندش اما دیگر دلم برای سید نمی سوزد . خودش میخواست . و اکنون دوباره با همان یاران که روزی هیمنجا فحشش دادند دوباره جمع شده اند تا طرحی دیگر بیاندازند . باز هم سید ما عروسک ، عروسک گردانان شد . خیمه شب بازی به نام روز دانشجو و عروسکی به کام انتخابات و خوش رقصی دوباره یاران نیمه راه ، که می خواهد کار نا تمام گذشته را بیایند و تمام کنند . می آیند تا دوباره روی خون شهدا پا بگذارند ، دانشگاه را دوباره سیاسی کنند، مجلس بروند و تحصن کنند و روزانه چند ملیون تومان را برای تحصنشان چلوکباب بخرند و بعد بگویند زنده باد آزادی . زنده باد مخالف من که از دانشگاه اخراجش کردیم و باز چه کسی بهتر از خاتمی دست مایه و بهانه میشود. عادت کردیم بنویسیم خاتمی ، بخوانیم آنها، بنویسیم دانشجو بخوانیم به کام آنها ، بنویسیم اصلاحات بخوانیم افسادات .
بعدترها
سال 1404 است و سید گوشه ای نشسته و بر گذشته اش حسرت میخورد ، از اینکه با نام اصلاحات دبستانی هایش چه افسادات که نکردند و به نام سید شد و به کام آنها اینجاست که سید قلم بر می دارد مینویسد خاتمی ، میخواند بهانه ، بازیچه ، توبه .
نوشته شده توسط scott در 10/2/1386 و ساعت 04:40 | - نظر(1) -
فروپاشی شوروی
انصافاً غذای دانشکده از وقتی که از اون بالا می یاد خوشمزه و با کیفیت تر شده، اما متأسفانه بعضی ها نمی تونن خوشحالي دانشجو ها رو ببینن، آخه دانشجو چه گناهی کرده؟! درد دل یکی از دانشجوها رو با هم می شنویم:
« خوشحال بودم که بعد از مدت ها و سال ها می خوام واسه اولین بار یه غذای خوشمزه تو سلف دانشکده بخورم، مسئول توزیع غذا ظرف رو نگه داشته بود تا من بگیرم، تا اومدم ظرف رو بگیرم یه دست، محکم عین انبردست دستم رو گرفت و من رو از غذا دور کرد و داد زد فلانی نمی ذارم غذا بگیری چون کارتت رو گم کردی،
من هم گفتم آقای ... خوبه که خودت می گی کارتت رو گم کردی ، خوب وقتی آدم کارتش گم می شه حداقل 1 روز بدون کارت و شارژ می مونه دیگه( بگذریم از اینکه هر روز بیمارستانم و 1-12 هم که در معاونت بستس) بعد آقای ... گفت مو نَمی دونُم ... باید اَ رو جسدِم رد شی تا وُلِت کُنُم غذا بَگیری. به نظر شما این رفتار آقای ... که بجز این دوست عزیز باعث رنجش و آزار خیلی از دانشجوها و و حتی مسئولین توزیع غذا شده چه علتی داره؟
1-خوب وقتی به دانشجو غذای خوشمزه میدین اون وقت به کارکنان از اون چیزها، همین می شه دیگه، خوب آقای ... هم دلش می خواد! 2- زیباتر شدن فضای دانشکده 3- فشارهای کاری و اجتماعی و روانی 4- سهمیه بندی بنزین 5- فروپاشی شوروی! 6- افزایش خطر انقراض چیتاهای آفریقایی
نوشته شده توسط scott در 10/2/1386 و ساعت 04:23 | - نظر(0) -
تنها اميد هستي ، عشقي به نام مهدي
مهدي براي عشق و عشقم براي مهدي
مست از شراب عشقُ آقا جمال عشق است
من عاشق وصالم، عاشق براي مهدي
غايب زِ ديده ها او، حاضر به جمع ياران
با چشم دل توان جست يك رد پا زِ مهدي
آن نور جلوه ي حق، آيد زِ مشرق حق
غايب براي عشق است، جانها فداي مهدي
آيد چو صبح روشن، خرم كند دل من
من شعر خود نگويم جز در ثناي مهدي
باپرچم عاشورا، بر لب نواي زهرا
دلها چه زنده گردد، با يك صلاي مهدي
با ذوالفقار مولا، در جست و جو
اي مادر عزيزم، تنها نواي مهدي
با لشكري زِ خوبان، كوبنده همچو طوفان
باطل زِ ريشه نابود، در كربلاي مهدي
تا صبح روز هجرت، حق بر جهان مسلط
عالم زِ عدل مشحون، اين هم وفاي مهدي
نوشته شده توسط scott در 10/2/1386 و ساعت 03:41 | - نظر(0) -
-وقتی مرغ بد قولی بپره...
«اِ اِ ... این چیه؟... پس کو مرغش؟!» این جمله ی اکثر دانشجوهای دانشکده بود وقتی که به جای مرغ بشون استانبولی داده بودند و شروعی برای یک انقلاب بزرگ! بل و بچس غذاهای خودشون رو پهن حیاط کردند و جمع نسبتاً خوبی بوجود اومد و شروع کردند به شعار دادن: استانبولی بجا مرغ... نمی خوایم نمی خوایم ، آقای X کجایی؟... به ما یه قولی دادی... ، دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد. بعد هم با حضور نیروهای آشپزخانه تظاهرات به درگیری کشیده شد... اِ ..ببخشید، تظاهرات به وعده گیری کشیده شد و خلاصه مسئولین در حضور صدها دوربین( نوکیا، سونی اریکسون، ... ) قول مساعد دادند که غذا از اون بالا بیاد و دیدیم که نتیجه داد.
نوشته شده توسط scott در 10/2/1386 و ساعت 10:43 | - نظر(0) -
Blue tooth or black tooth
آیا تا به حال به فیلم ها و عکس هایی که از طریق بلوتوث به دستتان می رسد یا در موبایل دوستان و همکارانتان مشاهده می کنید توجه کرده اید؟! بگذارید این سؤال را مطرح کنیم که شما چه فیلم یا عکس هایی را می بینید، آیا برای دیدن ؟؟؟؟؟؟ خارجی دارید یا نه ترجیح می دهید با دیدن همه ی فیلم ها و عکس ها در جریان تازه ترین فیلم ها و عکس های بلوتوثی باشید؟!!
اگر به چند سال اخیر توجهی داشته باشید شما هم این مطلب را تأیید خواهید کرد که خیلی از عکس ها و فیلم ها با عناوین و محتوای گوناگون به بیان مردم و به خصوص قشر جوان جامعه راه پیدا کرده است حتی این افزایش در بین قشر تحصیل کرده جامعه و دانشجویان نیز بسیار چشم گیر و قابل توجه می باشد. نمونه های این فیلم و عکس ها بسیار زیاد است که شاید شما نیز یک یا چند نمونه از آنها را دیده باشید مانند تصاویر خودکشی دختری در مترو یا بریدن سر فردی به طرز فجیح یا بیرون آوردن جسد جوانی از قبر و یا صحنه های آزارواذیت دختران جوان و بسیاری نمونه های دیگر که مشاهده ی آنها باعث ایجاد تنش های عصبی – روانی و یا حتی تعارضات اخلاقی در فرد می نماید. شاید شما هم روی این مطلب صحه گذارید که هر زمان که یکی از این فیلم یا عکس ها را مشاهده می کنیم ساعت ها و یا حتی روزها فکرمان را درگیر و مشغول خودش می کند به نحوی که گاهاً فعالیت های روزانه مان را تحت تأثیر خودش قرار می دهد. دیده شده افراد با دیدن این فیلم ها افسرده، گوشه گیر و یا حتی خشن و پرخاشگر می شوند
اگر کمی دقت کرده باشید و موشکافانه تر به این فیلم ها توجه کرده باشید می بینید که اکثر آنها با mix یک آهنگ تأثیرگذار یا نوحه همراه می باشند. باید به این نکته ی ظریف توجه شود که این عمل دو هدف را دنبال می کند.
1- سوء استفاده از نوحه یا آهنگ برای تأثیرگذاری بیشتر فیلم.
2- تغییر اهداف و مضامینی که درپس یک نوحه یا مستمر تأثیرگذار وجود دارد.
این فیلم ها و به گارگیری این شیوه ها باعث می شود به طور غیرمستقیم و هم زمان هم در فرد آشوب های ذهنی و عصبی ایجاد شود، هم فرد را دین زده و فراری از مکان ها و مراسم هایی بکند که همراه با این مضامین می باشد.
هر فرد روشن فکر و آگاهی باید هشیار باشد که درپس ساخت و تدوین این فیلم و عکس ها دشمنان کشور ایران و همچنین اسلام می باشند که می خواهند جوانان پرشور کشورمان را به این مسادئل سرگرم کنند تا از تفکر، پژوهش و تلاش برای ساختن کشوری آباد و آزاد باز بمانند.
نوشته شده توسط scott در 10/2/1386 و ساعت 09:35 | - نظر(0) -